تبليغاتX
! . . . من


! . . . من

کین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود

خدا جونم مرسی که کمکم کردی

ببخشی سلام!

دیگه تصمیم رو گرفتم

راهمو پیدا کردم

فهمیدم که اصلا به درد این مهندیسای

جورواجور نمیخورم بعد از اون همه نصیحتای مختلف

فهمیدم که . . .  

مویسقی آمد و آتش به همه جهان زد

بابا من از همون اول موسقیدان بودمو خودم نمی دونستم

ولی بازم باید امسالم رو خوب بخونم

هم واسه معدل واینکه عمومیامم رو خوب یاد بگیرم

واسم دعا کنید خیلی نیاز دارم

منم واستون دعا میکنم

دوستتون دارم بای

نوشته شده در یکشنبه 12 مهر1388ساعت 4:44 بعد از ظهر توسط غزل| |

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

میدنم خیلی وقته آپ نکردم متاسفم

آخه می خوام وبلاگم رو یه کم عوض کنم

یه تغییر کوچولو

یه کم هدف دار

آخه خودمم هدف دار شدم خیر سرم

دلیل اینکه آپ نکردم به خاطر اینه که حوصله نداشتم

اولش به خاطر مدرسه ها امتحانای مزخرف بعدشم

که ..........................

اما تازه یه کم حوصله پیدا کردم

اونم همش به خاطر سنتوره

براتون دعا کنیم

برام دعا کنید

دوستتون دارم بااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

نظر یاتون نررررررررررره

نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388ساعت 0:27 قبل از ظهر توسط غزل| |

 

درود

سال ۷۰۳۱ میترایی آریایی

و

۳۷۴۷ زرتشتی

 و

۲۵۶۷شاهنشاهی

و

 ۵۶۴۵ آریایی

 و

۱۳۸۸خورشیدی

 رو به شما همه دوستای گلم تبریک میگم

 امید وارم که سال خوبی داشته باشین سالی پر از شادی و موفقیت و

 یه ریزه هیجان و اتفاق های باحال

دوستتون دارم

به خدا میسپارمتون

بدرود

 

نوشته شده در جمعه 30 اسفند1387ساعت 0:41 قبل از ظهر توسط غزل| |

دیگه نمی خوام خودمو حتی یه کوچولو اذیت کنم

هرچی بادا باد

دیگه میخوام دلم رو بزنم به دریا

دیگه نمی خوام کسی رو ببینم

چیزی بشنوم

میخوام به خودم فکر کنم

 از چیزی که بودم چه خوب چه بد خسته شدم

می خوام تغییر کنم یه ادم دیگه بشم

نمی دونم چه جوری و چه آدمی

فقط یه کی دیگه

نمی دونم چی میشه

واسم دعا کنید

دوستتون دارم

رهایی از زندان درون

نوشته شده در سه شنبه 17 دی1387ساعت 12:36 بعد از ظهر توسط غزل| |

سلام عزیزای خوشگلم

خوبید خوشید چه خبرا

کشتنمون تا بالاخره ما رو بردن مسافرت

همش تاریخو عوض میکردن نامردا اینقدر به تاخیر انداختنش

تا پری جونم نتونست بیاد

اما خداییش خیلی خوش گذشت

جاتون خالی

اینقدر مسخره بازی در میاوردیم که نگو

خیلی حال داد

اما قم اصلا خوب نبود همش مجبور بودیم چادر بزنیم

اما در کل خوب بود

خدا رو شکر

اما مگه این دبیرا میذارن

هنوز نیومده همش ازمون امتحان میگیرن

خوب دیگه باید برم

فردا هم امتحان دارم واسم دعا کنید

دوستتون دارم بای

نوشته شده در دوشنبه 11 آذر1387ساعت 12:38 بعد از ظهر توسط غزل| |


Design By : Night Skin